تبليغاتX
راننده جرثقیل

راننده جرثقیل

امروز

اینم چند تا جوک وشعر برره

 

 

 

ترکه با پسرش می رن دزدی ! یهو پلیس می بینشون ، می زاره دنبالشون اونا هم در می رن .

همنطور که داشتن می دوییدن یهو پلیسه می گه کره خر وایسا ! پسره ترکه می گه : بابا تو برو من شناسایی شدم

یکی از ترکهای خوب کشور ما یه ماشین داشته که ماشینش یه چیزی حدود ۷۰ - ۸۰ سال کار کرده بود و دیگه از کار افتاده بود ...

خلاصه یه روز چند تا از دوستاش میان خونشون می گن چرا این ماشینت رو سوار نمی شی ؟

ترکه می گه : آخه ماشین خرابه دوستاش می گن خوب اگه خرابه بفروشش

ترکه می گه : آقا جان ماشین ۷۰ سال کار کرده کسی نمی خره که !

دوستاش می شینن فکر می کنن به این نتیجه می رسن که ماشین رو ترکه ببره پیش اصغر آقا مکانیک که کیلومتر ماشین رو بیاره پایین ! این آقا هم به جای اینکه کیلومتر ماشین رو بیاره پایین صفر کیلومترش می کنه !!!!

خلاصه یک هفته بعد ...

دوستاش میان خونه ترکه می بینن ماشین رو که نفروخته هیچی داره تمیزش می کنه و صندلی هاشو می شوره و ... بهش می گن پس چرا نفروختیش ؟

ترکه می گه : آقا جان ماشین صفر کیلومتره خودم سوار می شم ! چرا بفروشم ؟

یکی از مسایل مهم در آمریکا اینه که هر کسی که می خواد وارد آمریکا بشه ! مامورهای آمریکایی دو تا سوال مهم ازش می کن !

۱- برای چی اومدی ؟

۲- چه قدر پــول اوردی ؟

سه نفر داشتن وارد می شدن ...

اولی ماله آلمان بوده از آلمانیه می پرسن تو برای چی اومدی اینجا ؟

می گه : اومدم بگردم

پول چی اوردی ؟ یه چمدون مـارک ! چمدون رو نشون می ده و میره تو !

دومی انگلیسی بوده : برای چی اومدی اینجا ؟ اومدم بگردم ! با چه عرضی ؟ پوند ! یه چمدون پوند نشون می ده و میره تو !

سومی هموطن ایرانی ما و بچه شمال بوده !!!!!!
ازش سوال می کنن برای چی اومدی اینجا ؟ می گه : آمـدم بگــــــردم !

با چه عرضی وارد می شی ؟؟ با عرض معضرت !

در یک برج ۲۵ طبقه ای ! ترکها جشن گرفته بودن !

یهو یکی میاد می گه گضنفر پسرت مـــرد !

تا می گن مرد ! یکی خودشو از پنجره پرت می کنه پایین !!!

وسط های راه که میاد می گه : من اصلا پسرت نداشتم که!!!

یه خورده میاد پایین تر می گه : من اصلا ازدواج نکردم !!!

نزدیکهای زمین می گه : من اصلا گضنفر نیستم !!!

یکی از دوستای خوب آذربایجانی ! دیدن ۲ تا کروات زده !

بهش گفتن چرا ۲ تا کروات زدی ؟ گفت آخه عقد و عروسی با همه

رفتن خونش دیدن ۲ دست رختخواب پهن کرده !

بهش گفتن تو که مجردی چرا ۲ دست رختخواب پهن کردی ؟ ترکه گفت : آقا جان من دو شبه نخوابیدم !

از تركه مي پرسن : تو پدرتو بيشتر دوست داري يا مادرتو
و تركه هم جواب مي ده مادرتو

تركه ميشه رئيس فدراسيون شطرنج، دو تا قانون جديد ميذاره:
1
ـ اسب نمي‌تونه فيل رو بزنه
2
ـ خر هم بازي !!

تركه از تهرونيه ميپرسه كجا به دنيا اومدي؟ميگه: تو بيمارستان ،تركه ميگه:مگه مريض بودي؟

تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين!

به ترکه می گن اسم سه تا میوه رو بگو : میگه : خیار - آلبالو - مریم

میگن مریم چیه ؟ ترکه می گه : نمی دونی چه هلویه !

دزد مسلح جلوي مردي رو گرفت و اسلحه روي پيشوني اش گذاشت و گفت: هر چي پول داري بده، وگرنه مغزتو داغون ميكنم. مرد گفت: پول نميدم ، چون تو اين مملكت بدون مغز ميشه زندگي كرد، ولي بدون پول نميشه.

به تركه ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد

خانوم معلم با مینی ژوپ میره سر کلاس . یهو یه بچه به معلمش میگه : خانوم من ساق پاتونو دیدم . معلم یک ماه از کلاس اخراجش میکنه . بچه بعدی میگه خانوم من رون پاتونو دیدم این یکی دو ماه اخراج میشه . یکی از بچه ها خودش پامیشه میره بیرون معلمه داد میزنه کجا؟؟؟ میگه خانوم ما یه جایی رو دیدیم که باید ترک تحصیل کنیم

شعری ازکیانوش:.

از قضاي روزگار بد نهاد// يك نشيمن گز به پشتم بوسه داد


تا گشودم چشم ديدم يك سره// در دهي هستم به نام برره


مركز خنگان بي فكر و شعور// همچو سردار و سحر ناز و بَگور


چون كه من چومپت بُدم همچون بَگَور// زورچپون كردند سحرناز شرور


گرچه من شوهر بُدم از بهر او // مي كنم امرش اطاعت مو به مو


درحقيقت من زنم او شوهراست// اوكه بر دستش هميشه خنجر است


من كيانوشم كه باشم زن ذليل//گوييا خورده به مغزم دسته بيل


شب كه مي آيم كنار بسترم// تا بخوابم لحظه اي خيرِ سَرم


قلچماقي خِنگ مي خوابد بَرَم// آخ كه منهم واقعاً خيلي خَرَم


موش فرهادي كه مي خوابد به بَر// اوبرادر باشد از بهر سحر


آدمي چورمنگ تر از من بُوَد// صد برابر خنگ تر از من بُوَد


چونكه خوب مانده است اين مادر زنم// دائماً اين را تو چشمش مي زنم


او زن خنگي است همچون شوهرش// اوبُوَد بي كلّه ترازدخترش


بر بگوري گفته ام شعري قشنگ// دركند از حال سالار مشنگ


بسكه خوردم من نخودهاي درشت// مي زنم شيپور از سوراخ پشت


بادكرده اشكمم چون مشك آب// حال و روزم را بكرده او خراب


من چرا درهمچو جايي مانده ام؟// در چنين ماتم سرايي مانده ام؟


بسكه بودند ابلهانم در كنار// هي نچفسكوخوردمي جاي ناهار


خود شدم ابله تر از اين قوم دون// اي خدا من را بكن زينجا برون


آنقدر دركردم از خود حرف مفت// تا كه« جاويد» از برايم شعر گفت


آن هم آن شعری نه مانند بگور// که ندارد قافیه یا وزن و شور

هرکی نظرنده مدیون شاه دوماده

پس همه نظر(یالا)


نوشته شده توسط راننده در یکشنبه 29 مرداد1385

 لينك مطلب      

علی دایی را بهتر بشناسید

 

علی دایی را بهتر بشناسید

علی دایی، کاپیتان تیم ملی فوتبال کشورمان که سه روز قبل به طور مخفیانه به کشور بازگشته است، اعلام کرده، ناگفته های حضور تیم ملی در جام جهانی آلمان را به زودی بیان خواهد کرد. به همین مناسبت نوسازی برخی از برخوردهای علی دایی در آلمان را افشا می کند.

 

پس از بازی ایران و مکزیک و بعد از آنکه عادل فردوسی پور، گزارشگر صدا و سیما، نسبت به تعویض نشدن علی دایی انتقاد کرد، دایی با او درگیر شد و وی را مورد ضرب و شتم قرار داد.

 

به گزارش نوسازی، فردوسی پور در انتهای گزارش خود تنها به این نکته اشاره کرده بود که آیا لازم است علی دایی تمام 90 دقیقه را در زمین حضور داشته باشد. همین انتقاد کوچک، آن هم از مربی تیم ملی، کافی بود تا علی دایی پس از پایان بازی به فردوسی پور بگوید: «تو چه کاره ای که حرف می زنی؟». سپس با نواختن دو سیلی بر گوش گزارشگر بیچاره حق مطلب را ادا کند.

 

گزارش نوسازی می افزاید، پس از این ماجرا فردوسی پور که خیلی از دایی ناراحت بود، خود را كنترل كرده و خطاب به كاپیتان تیم ملی گفت: «بخاطر فوتبال مملکت و آبروی ملی جوابت را نمی دهم ولی مطمئن باش به محض رسیدن به تهران از تو شکایت می کنم.» 

 

گزارش نوسازي حاكيست، عادل فردوسی پور قصد دارد پس از بازگشت به ايران در قسمتي از برنامه نود، به صورت اختصاصي به موضوع دخالتهاي دايي در تيم ملي بپردازد.

 

 نمونه ای دیگر از این برخورد ها حضور بدون حجاب همسر علی دایی در هتل محل اقامت تیم ملی در فردریش هافن آلمان بود. 

 

به گزارش نوسازی، حضور بدون حجاب همسر علی دایی در بین باز یکنان تیم ملی که توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود با مسامحه مسئولان فدراسیون همراه بود، بطوریکه این موضوع موجب تعجب همگان شد.

 

در مجموع برخوردها، اعمال نظرات نابجا و زور گویی های علی دایی در آلمان به حدی بود که بارها موجب بروز درگیری میان وی و سایر بازیکنان به خصوص علی کریمی شد. 

 

نوسازی به زودی بسیاری از مسائل پشت پرده و مفاسد اخلاقی تیم ملی فوتبال در آلمان را که در عدم موفقیت این تیم در جام جام جهانی بی تاثیر نبوده است را افشا خواهد کرد.


نوشته شده توسط راننده در شنبه 28 مرداد1385

 لينك مطلب      

 

 

 

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by <-BlogId->.blogfa.com

·▪•● بزرگترين لينک باکس ( اينوکس) ●•▪·˙

delnobahar

webloger site

مخالفم و امضاء می کنم