راننده جرثقیل
امروز
تاکستان
دوباره میخام درباره ی شهرم کمی صحبت کنم یه چند تا ضرب المثل باحال قدیمی تاکستانی می خام براتون بگم
سری اول ضرب المثلهای تاتی
1-آجينه ده بكتن 2-آدم خيال ميره دونشه دندون نيه 3-آستاريون آدمِ جُر مكشنده 4-آلّا قلي دو بر دره،چلو» مونشه« خبر دره 5-آنگوشته ويله بي اُشتر را ويه آنديه 6-اُشتر بكتي» وَلَتِ « مون 7-اُشتر ده پليّه 8-اُشتر شون دِبستي كوريّه دُمب 9-اُشتر صلوات بي پنبه جاره بر مي نيشو 10-اشكمش پيش بوردي 11-الوچه ويه بي ديمش بيشو ريستي (يا) بيشو رديشون 12-بال پُفه يردن 13-بَرِش قِلفا به كيليش بگنه بون (يا) آنِداريه 14-بَلّهِ قِلي قليِه موخاره سَرِناش آنداره 15-بين بمرديه كه حلقوم ده بوجونه نيمه؟ 1-آجينه ده بكتن (از برش و برندگي افتادن)كه هم خستگي زياد را مي رساند و هم ازكار افتادگي را،واين ازكار افتادگي صرفاً اختصاص به انسان نداشته گاهي شامل ابزار وكار نيز مي شود.مثل سنگ آسيايي كه آجش از بين برود وارّه اي كه كند شود و… 2-آدم خيال ميره دونشه دندون نيه (گويي دندان در دهانش نيست)معادل ضرب المثل فارسي»آب زيره كاه« است.و به افراد رند و موذي اطلاق مي گردد. 3-آستاريون آدمِ جُر مكشنده (ستاره ها انسان را بالا مي كشند)به شبهاي بسيار سرد زمستان اطلاق مي شودكه كوچكترين ابري در آسمان نباشد و ستارگان انبوه سوسو بزنند. 4-آلّا قلي دو بر دره،چلو» مونشه« خبر دره (اله قلي دو در دارد،گنجشك از اندرون او خبر دارد) كه گوياي بي بند و باري است با توضيح اينكه به جاي» مون« به معني داخل و اندرون در اصل كلمه زشت و ركيكي بوده است كه به منظور رعايت نزاكت ازكاربرد آن خودداري شده است. 5-آنگوشته ويله بي اُشتر را ويه آنديه (با انگشتانه به شتر آب مي دهد)سرسري گرفتن كارهاي بزرگ و انجام آن كار با ابزار ناچيز و غيرمناسب و روشي كه پيش گرفته عملي نباشد. 6-اُشتر بكتي» وَلَتِ « مون (شتر قاطي» وَلَت« شده است)آدم بزرگي كه هم رشد جسمي و هم رشد عقلي داشته و با بچه ها همبازي،همفكري و همنشيني كند وگاهي دركار آنان دخالت بي جا نمايد مصداق اين است.وَلَت به گلة بره و بزغالة كمتر از يكسال گويند. 7-اُشتر ده پليّه (شتر هم بزرگ است)در موردكسي گفته مي شودكه خود را بزرگ جلوه دهد ولي در آن حد نباشد. 8-اُشتر شون دِبستي كوريّه دُمب (شتر را به دم كره الاغ بسته اند) كار و سرنوشت آدم بزرگ و با تجربه اي به دست جوان بي تجربه سپرده شود يا شخص مجرّب و باسابقه دركاري را زير دست جواني كم سابقه در آن كار قرار دهند. ريشه اين ضرب المثل از آنجا نشأت مي گيردكه گويند شتري در حال مردن بود صاحبش خواست از او طلب بخشش كند.گفت هرچه در خانه تو سختي وكم غذايي كشيدم و هرچه بار اضافي بر پشتم نهادي و… ،همه را مي بخشم ولي آنروز كه از سيلاب فلان رودخانه مي گذشتيم مرا با اين هيكل ويال وكوپال مورد اطمينان قرار ندادي و به دم كره الاغم بستي و او را دليل راه قرار دادي هرگز فراموشم نمي شود و در اين موردكه شخصيت مرا پايمال كرده بودي هرگز نمي بخشمت. 9-اُشتر صلوات بي پنبه جاره بر مي نيشو (شتر با صلوات از پنبه زار بيرون نمي رود) در موردكسي به كار مي رودكه از شدت آز منطق را در نمي يابد و به زبان خوش قانع نمي شود و جز با توسّل به زور از موضع خود دست بر نمي دارد. 10-اشكمش پيش بوردي (شكمش را چربي گرفته است.) معادل ضرب المثل فارسي» تازه به دوران رسيده« و به كسي اطلاق مي شودكه به تازگي به نان ونوايي رسيده است وگذشته و دوستان خود را فراموش كرده باشد و به اصطلاح خود را گم نمايد. 11-الوچه ويه بي ديمش بيشو ريستي (يا) بيشو رديشون (صورتش با آب آلوچه شسته شده (يا)صورتش را با آب آلوچه شسته اند.) بسيار پررو،پرده در و بي حياست. 12-بال پُفه يردن (بادكردن در آستين كسي) تشويق و تحريك كسي براي كاري يا مبارزه اي مثل دعوا،كشتي و نظاير اينها. 13-بَرِش قِلفا به كيليش بگنه بون (يا) آنِداريه (درش قفل شود وكليدش به بام بيفتد (يا) پيدا نشود) اين ضرب المثل به صورت نفرين ادا مي شود و به اين معني است كه در خانه اش براي هميشه بسته شود. 14-بَلّهِ قِلي قليِه موخاره سَرِناش آنداره (ديزي چرخ مي خورد و در خود را پيدا مي كند) يعني هركس مي جويد و همفكر،همنشين و همتاي خود را پيدا مي كند تقريباً معادل است با ضرب المثل فارسي: »كبوتر باكبوتر باز با باز كند همجنس با همجنس پرواز « و دقيقاً معادل است با ضرب المثل تركي: » پيس پيسي تاپر سو چو قّوري pis pisi Tâpar su cuqquri « بد بد را پيدا مي كند و آب گودال را. 15-بين بمرديه كه حلقوم ده بوجونه نيمه؟ (تصور مي كني آنگونه مرده ام كه آدامس خودم را هم نمي توان بجوم؟) معمولاً پيراني كه تقريباً از كار افتاده اند و كارهاي شخصي را به سختي انجام مي دهند از روي غرور اين ضربالمثل را به زبان مي آورند و ريشه از آنجا دارد كه مي گويند: ملّانصرالدين مرده بود و او را تشييع مي كردند كسي متوجه شد كه ملّا در تابوت آدامس مي جود از شدت تعجب به ديگران گفت نگاه كنيد، نگاه كنيد او نمرده است، ملّا بلند شد و گفت: بين بمرديمه …تصور مي كني آنگونه مرده ام كه آدامس خودم را هم نتوانم بجوم؟
سری دوم ضرب المثل های تاتی
16-پاش درازه يردي يخه تنه مون 17-پاشينياي اوكش 18-پلّه سر پله بلا دره 19-پيازش فنه منبنده-40 و 47 20-تا اي بلنده نو خوريه دره پرا منبه 21-تا ايش نمره ايش زندامنبه 22-تاس بغچي گرده گه 23-ترازو فنه زمين مزنه 24-ترسه لوكاي داغان 25-ته هوشتكي بزن 26-ثواب بيركبابا مبه 27-جا چلوي كه ته بگردي از جام دُمب اوويتي 28-جارجوقه سر بزندن 29-جاكن پاشينيه اوكشستن-17 30-جُمه دبنديستن 16-پاش درازه يردي يخه تنه مون (پايش در تنور سرد آويخته است) معادل ضرب المثل فارسي » آه در بساط ندارد « مي باشد. از عيش و نوش و تنعم روزگار بي بهره است. در زمستانها بر سر تنوري كه هر روز نان مي پختند كرسي مي گذاشتند كه از گرماي آن استفاده كنند و از مصرف هيزم مجدّد براي گرم كردن كرسي صرفه جويي نمايند و آنگاه كه نه ناني داشتند كه بپزند و نه هيزمي كه آتش كنند مجبور بودند پاي خود را در تنور سرد بياويزند. ريشه اين ضرب المثل از آنجاست. 17-پاشينياي اوكش (پاشنه كفشت را بكش) يعني تصميمت را بگير و آماده باش. از اين ضرب المثل براي تشويق كسي براي انجام كاري مثبت استفاده مي كند. 18-پلّه سر پله بلا دره (سر بزرگ بلاي بزرگ دارد) بزرگي دردسر دارد. معادل » هر كه بامش بيش برفش بيشتر« 19-پيازش فنه منبنده-40 و 47 (پيازش ته نمي بندد) در مورد شخص فريبكاري گفته مي شود كه حيله اش نگيرد يا كارش نتيجه ندهد 20-تا اي بلنده نو خوريه دره پرا منبه (تا تپه اي خراب نشود چاله اي پر نخواهد شد) در مورد كسي گفته مي شود كه مثلاً بدهي زياد داشته باشد و توان پرداخت آن را ندارد و براي پرداخت آن به هر دري كه مي زند موفق نمي شود. 21-تا ايش نمره ايش زندامنبه (تا يكي نميرد ديگري زنده نمي شود) اين ضرب المثل معمولاً در مورد استثمار و بهره كشي از كسي بكار مي رود و بدين مفهوم است كه تا حق كسي خورده نشود ديگري به رفاه زياد و سرمايه گذاري نمي رسد. 22-تاس بغچي گرده گه (تاس بغچه ات را جمع كن) در مورد كسي كه كارش در جايي بيهوده و وجودش غير لازم به نظر برسد گفته مي شود و كاربرد آن معمولاً در اختلافات و مشاجرات است و گاه به شوخي بيان مي گردد و نيز در مورد شخصي كه قبلاً صاحب اعتبار بوده در حال حاضر بي اعتبار شده است و به قول معروف از اعتبار افتاده است به كار مي رود. در گذشته مرسوم بوده است كه به هنگام حمام رفتن وسايل استحمام را در بغچه اي مي بستند و اصطلاحاً » تاس بغچه« مي گفتند و تاس بغچة افراد سرشناس و متمول را حمامي مي برد و مي آورد و زماني كه اينگونه افراد به دليلي از اعتبار مي افتادند، اين ضرب المثل در مورد آنان به كار مي رفت. » گرموني دارا ديه نوكر نيه تاس پره ير بغچه اوگور برنيه « محمد حسين طاهري 23-ترازو فنه زمين مزنه (ته ترازو را به زمين مي زند) اين ضرب المثل در دو معني به كار مي رود نخست به مفهوم ريا و تظاهر به درستكاري و گرانفروشي است بدين صورت كه ترازودار براي اينكه جنس كمتري به خريدار تحويل دهد شاهين ترازو را مي گرفت و رندانه آرنج خود را روي چوب ترازو قرار مي داد كه ترازو را ثابت نگهدارد و آنگاه مرتب كفه هاي ترازو را به زمين مي زد كه اطمينان مشتري را جلب كند. كاربرد ديگر آن در مورد كسي است كه قلباً راضي به انجام كاري هست ولي ظاهراً مخالفت مي كند و به اصطلاح ناز مي كند مثلاً كسي به خواستگاري دختري مي رود والدينش راضي به وصلت هستند ولي براي مدتي كوتاه جواب مثبت نمي دهند. 24-ترسه لوكاي داغان ترجمه اين ضرب المثل كه طنزگونه بيان مي گردد به فارسي ممكن نيست ولي تقريباً مي توان گفت يعني(سوراخ ترست را بگير يا بپوشان و نظاير آن) و زماني به كار مي رودكه مي خواهند مانع از ترس بيهوده و بي موردكسي شوند. 25-ته هوشتكي بزن (تو سوتت را بزن) در مورد وعده و قول حتمي و اطمينان دادن به كسي گويند. در قديم رسم بودكسي كه به مسافرت مي رفت بستگانش هر يك به وسع خود به منظور كمك هزينه راه مبلغي به او مي دادند و او نيز در ازاء آن هنگام برگشت چيزي به عنوان رهاورد براي صاحب پول مي آورد.گاهي صاحب پول نوع سوغاتي را هم تعيين مي كرد و مثلاً مي گفت فلان چيز را براي من بياور. مي گويندكسي به زيارت مي رفت هر يك از بستگانش به هنگام بدرقه او بدون اينكه پولي به او داده باشند تقاضاي سوغاتي مي كردند او نيز به ظاهر قبول مي كرد و به دروغ چشم مي گفت.در آن ميان كودكي پشيزي به او داد وگفت عموجان اين پول را بگير و براي من يك»سوت« بياور،مسافر در جوابش گفت» تو الان سوتت را بزن« يعني مطمئن باش. 26-ثواب بيركبابا مبه (ثواب كننده كباب مي شود) كسي كه كار خيري انجام دهد و به ديگري نيكي كند ولي در مقابل بدي بيند از اين ضرب المثل بهره مي جويد. 27-جا چلوي كه ته بگردي از جام دُمب اوويتي (آن گنجشكي كه توگرفته اي من دمش راكنده ام) به كسي كه مي خواهد ديگري را فريب دهد ولي دستش رو مي شودو به فريبش پي مي برندگفته مي شود. 28-جارجوقه سر بزندن (جارجوق به سرزدن) به رسوائي كشيدن.كسي به انجام كاري سبك و مسخره دست زندكه موجب كاهش شخصيت خود و بستگانش گردد. v جارجوق بوته اي است صحرايي كه درگذشته از آن نوعي جارو درست مي كردند. گروهي بازيگر محلي كه معروف به»كُسنگلينه* kosang∑ lin∑ بودند.بعد از چله بزرگ (دهم بهمن)هر سال با لباس و آرايش مناسب نمايش،بدون اطلاع و در زدن وارد خانه ها مي شدند و با اداي اين جمله به زبان تركي: » قرخ گتِد اَليّ قالدي،كُسّه گلدي بلاگلمسين**« يعني چهل رفت و پنجاه ماند،كوسه آمد الهي كه بلا نيايد. نمايش طنز خود را با رقص و ساز و دهل آغاز مي كردند.كوسه شاهي ضعيف النفس بود با ناتواني جنسي كه همسرش يعني گلين به همين دليل از او منزجر بود لذا به همدستي جواني به كشتن او اقدام مي كردند و پس از آن با اداي اين جمله كه در عين حال مطالبه دستمزد نمايش از صاحبخانه نيز بود به نمايش خود پايان مي دادند. ياغدن،كره دن،يميش دن…گتيرين بوگوربه گوركسّه ني يردن گُويترين روغن،كره،كشمش بياريد و اين كوسه گور به گوري را از زمين برداريد. * تاتي شده دوكلمه كوسه وگلين هم واژه تركي است به معني عروس ** بيان نمايشي به زبان تركي احتمالاً به سبب انتقال اين نمايشنامه مردمي از فرهنگ تركي به فرهنگ تاتي است. 29-جاكن پاشينيه اوكشستن-17 (پاشنه كفش كسي راكشيدن) اين ضرب المثل معمولاً براي تحريك كسي دركار منفي به كار مي رود. 30-جُمه دبنديستن اين ضرب المثل را دقيقاً نمي توان به فارسي ترجمه كرد ولي بدين صورت بيان مي شودكه مثلاً كسي ناخواسته و برخلاف ميل باطني حرفي بزند و يا قولي بدهد و پشيمان شود به طوريكه نتواند از حرف خود برگردد.
چطور بود (چین و خور و)
سری اول ضرب المثلهای تاتی
1-آجينه ده بكتن 2-آدم خيال ميره دونشه دندون نيه 3-آستاريون آدمِ جُر مكشنده 4-آلّا قلي دو بر دره،چلو» مونشه« خبر دره 5-آنگوشته ويله بي اُشتر را ويه آنديه 6-اُشتر بكتي» وَلَتِ « مون 7-اُشتر ده پليّه 8-اُشتر شون دِبستي كوريّه دُمب 9-اُشتر صلوات بي پنبه جاره بر مي نيشو 10-اشكمش پيش بوردي 11-الوچه ويه بي ديمش بيشو ريستي (يا) بيشو رديشون 12-بال پُفه يردن 13-بَرِش قِلفا به كيليش بگنه بون (يا) آنِداريه 14-بَلّهِ قِلي قليِه موخاره سَرِناش آنداره 15-بين بمرديه كه حلقوم ده بوجونه نيمه؟ 1-آجينه ده بكتن (از برش و برندگي افتادن)كه هم خستگي زياد را مي رساند و هم ازكار افتادگي را،واين ازكار افتادگي صرفاً اختصاص به انسان نداشته گاهي شامل ابزار وكار نيز مي شود.مثل سنگ آسيايي كه آجش از بين برود وارّه اي كه كند شود و… 2-آدم خيال ميره دونشه دندون نيه (گويي دندان در دهانش نيست)معادل ضرب المثل فارسي»آب زيره كاه« است.و به افراد رند و موذي اطلاق مي گردد. 3-آستاريون آدمِ جُر مكشنده (ستاره ها انسان را بالا مي كشند)به شبهاي بسيار سرد زمستان اطلاق مي شودكه كوچكترين ابري در آسمان نباشد و ستارگان انبوه سوسو بزنند. 4-آلّا قلي دو بر دره،چلو» مونشه« خبر دره (اله قلي دو در دارد،گنجشك از اندرون او خبر دارد) كه گوياي بي بند و باري است با توضيح اينكه به جاي» مون« به معني داخل و اندرون در اصل كلمه زشت و ركيكي بوده است كه به منظور رعايت نزاكت ازكاربرد آن خودداري شده است. 5-آنگوشته ويله بي اُشتر را ويه آنديه (با انگشتانه به شتر آب مي دهد)سرسري گرفتن كارهاي بزرگ و انجام آن كار با ابزار ناچيز و غيرمناسب و روشي كه پيش گرفته عملي نباشد. 6-اُشتر بكتي» وَلَتِ « مون (شتر قاطي» وَلَت« شده است)آدم بزرگي كه هم رشد جسمي و هم رشد عقلي داشته و با بچه ها همبازي،همفكري و همنشيني كند وگاهي دركار آنان دخالت بي جا نمايد مصداق اين است.وَلَت به گلة بره و بزغالة كمتر از يكسال گويند. 7-اُشتر ده پليّه (شتر هم بزرگ است)در موردكسي گفته مي شودكه خود را بزرگ جلوه دهد ولي در آن حد نباشد. 8-اُشتر شون دِبستي كوريّه دُمب (شتر را به دم كره الاغ بسته اند) كار و سرنوشت آدم بزرگ و با تجربه اي به دست جوان بي تجربه سپرده شود يا شخص مجرّب و باسابقه دركاري را زير دست جواني كم سابقه در آن كار قرار دهند. ريشه اين ضرب المثل از آنجا نشأت مي گيردكه گويند شتري در حال مردن بود صاحبش خواست از او طلب بخشش كند.گفت هرچه در خانه تو سختي وكم غذايي كشيدم و هرچه بار اضافي بر پشتم نهادي و… ،همه را مي بخشم ولي آنروز كه از سيلاب فلان رودخانه مي گذشتيم مرا با اين هيكل ويال وكوپال مورد اطمينان قرار ندادي و به دم كره الاغم بستي و او را دليل راه قرار دادي هرگز فراموشم نمي شود و در اين موردكه شخصيت مرا پايمال كرده بودي هرگز نمي بخشمت. 9-اُشتر صلوات بي پنبه جاره بر مي نيشو (شتر با صلوات از پنبه زار بيرون نمي رود) در موردكسي به كار مي رودكه از شدت آز منطق را در نمي يابد و به زبان خوش قانع نمي شود و جز با توسّل به زور از موضع خود دست بر نمي دارد. 10-اشكمش پيش بوردي (شكمش را چربي گرفته است.) معادل ضرب المثل فارسي» تازه به دوران رسيده« و به كسي اطلاق مي شودكه به تازگي به نان ونوايي رسيده است وگذشته و دوستان خود را فراموش كرده باشد و به اصطلاح خود را گم نمايد. 11-الوچه ويه بي ديمش بيشو ريستي (يا) بيشو رديشون (صورتش با آب آلوچه شسته شده (يا)صورتش را با آب آلوچه شسته اند.) بسيار پررو،پرده در و بي حياست. 12-بال پُفه يردن (بادكردن در آستين كسي) تشويق و تحريك كسي براي كاري يا مبارزه اي مثل دعوا،كشتي و نظاير اينها. 13-بَرِش قِلفا به كيليش بگنه بون (يا) آنِداريه (درش قفل شود وكليدش به بام بيفتد (يا) پيدا نشود) اين ضرب المثل به صورت نفرين ادا مي شود و به اين معني است كه در خانه اش براي هميشه بسته شود. 14-بَلّهِ قِلي قليِه موخاره سَرِناش آنداره (ديزي چرخ مي خورد و در خود را پيدا مي كند) يعني هركس مي جويد و همفكر،همنشين و همتاي خود را پيدا مي كند تقريباً معادل است با ضرب المثل فارسي: »كبوتر باكبوتر باز با باز كند همجنس با همجنس پرواز « و دقيقاً معادل است با ضرب المثل تركي: » پيس پيسي تاپر سو چو قّوري pis pisi Tâpar su cuqquri « بد بد را پيدا مي كند و آب گودال را. 15-بين بمرديه كه حلقوم ده بوجونه نيمه؟ (تصور مي كني آنگونه مرده ام كه آدامس خودم را هم نمي توان بجوم؟) معمولاً پيراني كه تقريباً از كار افتاده اند و كارهاي شخصي را به سختي انجام مي دهند از روي غرور اين ضربالمثل را به زبان مي آورند و ريشه از آنجا دارد كه مي گويند: ملّانصرالدين مرده بود و او را تشييع مي كردند كسي متوجه شد كه ملّا در تابوت آدامس مي جود از شدت تعجب به ديگران گفت نگاه كنيد، نگاه كنيد او نمرده است، ملّا بلند شد و گفت: بين بمرديمه …تصور مي كني آنگونه مرده ام كه آدامس خودم را هم نتوانم بجوم؟
محمد ارمانی سلام میکند به همه دوستان همکلاسی های خودش
چند جور خانوم که باید از ان دوری کرد
این امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنیم. بیشتر افراد جذب زیبایی هایی ظاهری شده و به سرعت گول می خورند. برخي با بوسیدن پای زنانی که به آنها مانند یک تکه آشغال نگاه می کنند، فقط خودشان را کوچک کرده اند. شاید وقت و هزینه های گزافی را صرف خانم هایی کنید که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند
.
اما آیا از اشتباهات خود درس می گیرید؟ نه، هر بار به خود قول می دهیم که متفاوت عمل کنیم. تصور می کنیم که اگر سخت تلاش کنیم و از انجام برخی کارها خودداری نماییم، نتیجه تغییر خواهد کرد.
خوب اگر شما همچنان همان تیپ های همیشگی را انتخاب کنید، هیچ چیز تغییر نمی کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد.
باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید.
خانومهای فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.
خانومهای مایه دوست
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.
خانومهای رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!
خانومهای بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.
خانومهای عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.
اینم یه ابزار آلاتی خوب:
.فروشگاه ایران ابزار
مرکز تهیه وتوزیع انواع
:
قفل،لولا،دستگیره،الکترود،میخ،چسبهای
فشاری وصنعتی لوازم
ساختمانی وکشاورزی
آدرس : تاکستان خ،امام
موسی صدرجنب فرش
اطمینان.
با مدیریت حسن اکبری
تلفن:02825236539
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.
چند جور خانوم که باید از ان دوری کرد
این امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنیم. بیشتر افراد جذب زیبایی هایی ظاهری شده و به سرعت گول می خورند. برخي با بوسیدن پای زنانی که به آنها مانند یک تکه آشغال نگاه می کنند، فقط خودشان را کوچک کرده اند. شاید وقت و هزینه های گزافی را صرف خانم هایی کنید که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند
.
اما آیا از اشتباهات خود درس می گیرید؟ نه، هر بار به خود قول می دهیم که متفاوت عمل کنیم. تصور می کنیم که اگر سخت تلاش کنیم و از انجام برخی کارها خودداری نماییم، نتیجه تغییر خواهد کرد.
خوب اگر شما همچنان همان تیپ های همیشگی را انتخاب کنید، هیچ چیز تغییر نمی کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد.
باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید.
خانومهای فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.
خانومهای مایه دوست
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.
خانومهای رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!
خانومهای بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.
خانومهای عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.
اینم یه ابزار آلاتی خوب:
.فروشگاه ایران ابزار
مرکز تهیه وتوزیع انواع
: قفل،لولا،دستگیره،الکترود،میخ،چسبهای فشاری وصنعتی لوازم ساختمانی وکشاورزی
آدرس : تاکستان خ،امام موسی صدرجنب فرش اطمینان.
با مدیریت حسن اکبری
تلفن:02825236539
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.
دوست دارم
مردان و زنان(آشنایی)
سلام دوباره اومدم این بار هم براتنون چیزای خوبی دارم ببینید حالشو ببرید:
چند نکته درمورد مردان: بدنیست بخونی!!!!!!!!!!!!!!
چرا مردها هميشه خوشحال هستند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند
چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از ئرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند
خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
فکري ندارند - کاری ندارند
در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست
اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق
برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطئ ماهیتابه برسد
آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"
تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند
زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم
یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها
شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند
چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند
چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بئران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد
رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند
چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند
شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم
چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و ئحتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند
فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید
نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان درمورد زنان می دانند
ازدواج برای مردان خوبه یا نه؟:
قبل از ازدواج
بعد از ازدواج
نتیجه گیری اخلاقی
خوابيدن تا لنگ ظهر
بيدار شدن زودتر از خورشيد
سحر خیز شدن
رفتن به سفر بي اجازه
رفتن به حياط با اجازه
معتبر شدن
خوردن بهترين غذاها بي منت
خوردن غذا هاي سوخته با منت
تقویت معده
استراحت مطلق بي جر بحث
كار كردن در شرايط سخت
ورزیده شدن
ديدوبازديد از اماكن تفريحي
سر زدن به فاميل خانوم
صله رحم
...
آموزش گيتار و سنتور و
آموزش بچه داري و شستن ظرف
همدردی با مردها
گرفتن پول تو جيبي از پاپا
دادن كل حقوق به خانوم
مستقل شدن
************** ازدواج برای ماها مفیده نه
**************
اینم حافظ :85
نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي
اینم مال مردا بخونن حال کنن:
اگر مرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند ، «مهماني» بوده است ولي اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل
بياد «ددر» رفته بوده و رفيق دارد
اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بي ادب و دريده» است
اگر مرد ضيف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بي عرضه
و شلخته» است
اگر مرد ساعتها با کسي در گوشي صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زني قدری حرف بزند «وراج
»
است
اگر مرد در حضور ديگران به زنش محبت کند و او را ببوسد «مهربان و وفادار» است ولي اگر زن اينکار را
بکند «بي حيا» است
اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولي اگر زن پر خور باشد «شکمو» است
اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچليش ولي اگر زني سي و پنج سال بيشتر
داشته باشد «مادر فولاد زره» است
اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زني خراّج از آب در بيايد «خانه خراب کن» است
اگر مرد خسيس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخيل باشد «گدا» است
اگر مرد موهايش سفيد شده باشد «پخته و موقر» است ولي اگر زن موهايش قدری خاکستری باشد
«
عجوزه و پير کفتار» است
اگر مرد کم حرف باشد «متين و سنگين» است ولي اگر زن کم حرف بزند «از خود راضي و اخمو» است
اگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره «علامت مردانگي و زينت» است ولي اگر
زني موئي در صورت داشته باشد «وای خدا بدور» نگو نگو
به دليل قطع بودن تلفون خونمون من ديگه كمتر به وبلاگم ميام نظراتتون رو بديد هر
وقت اومدم تآيد ميكنم
ای وای هی:!!!!!!!!!!!!!!!!
چقدر تحمل: باباوللش
اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش
اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه
اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه
اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه
اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !.........ببازه
اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.........مسئله اي نيست
كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.........مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت
اگه کار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين !.........اينجوري هم يه صفايي داره
اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعتی 500تومن ووصل شده بودين !.........مهم نيست
اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين
اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !.........خودتون رو نبازين
اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا
اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد !.........نه !اين يكي رو شرمنده . آدميزاد هم يه تحملي داره
با کسب اجازه از
گیتار سرخ(دمت گرم)
(فعلا خداحافظ)
3pideh gan.com
قبل از ازدواج
بعد از ازدواج
نتیجه گیری اخلاقی
خوابيدن تا لنگ ظهر
بيدار شدن زودتر از خورشيد
سحر خیز شدن
رفتن به سفر بي اجازه
رفتن به حياط با اجازه
معتبر شدن
خوردن بهترين غذاها بي منت
خوردن غذا هاي سوخته با منت
تقویت معده
استراحت مطلق بي جر بحث
كار كردن در شرايط سخت
ورزیده شدن
ديدوبازديد از اماكن تفريحي
سر زدن به فاميل خانوم
صله رحم
...
آموزش گيتار و سنتور وآموزش بچه داري و شستن ظرف
همدردی با مردها
گرفتن پول تو جيبي از پاپا
دادن كل حقوق به خانوم
مستقل شدن
دوست دارم
فقط یه ایمیل بفرست بخدا دوست دارم مثلا بنویس(سلام رضا-من اصم- ) جون من بفرست
دوست دارم
به نام خدا
امروزم براتون مطلب زياد دارم:1- چند تا جوك!!!!
1- یه روز يه ماره رو ميبينن روسری سرش کرده ، ازش ميپرسن چرا روسری سرت کردی ؛ ميگه آخه من کبری ام!!!!
2- سه تا اصفهونی گشنه شون بوده ؛هيچکدومشون هم حاضر نبوده که واسه ی اونای دیگه غذا بخره. مسابقه ميذارن که هر کدوم کمتر بتونه نفسشو تو آب زاینده رود نگه داره واسه ی هر سه تاشون غذا بخره .خلاصه میرن زاينده رود و سرشون رو ميکنن زیر آب.... آخرش هر سه تاييشون خفه ميشن!!!
1- به ترکه ميگن تو ترکی ؟ ميگه نه بيا بگرد!!!!
3- يه روز يه آبادانيه رو از زير آوار زلزله در ميارن ميبينن موبايلش دستشه. يارو يه نگا به ملت ميکنه ميگه ويبراتور رو حال کردين؟
4- تركه هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم!!!!
5- كره خره به مامانش ميگه مامان چرا هميشه سرمون پايينه؟ مامانه ميگه اي مادر، اين تركا كه برا ما آبرو نزاشتن!!!!!
6- تركه ميخواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش ، با آجر ميزنه تو سرش!!!!
7- تركه به دوستش ميگه اصغر قربون دستت برو عقب ماشين ببين راهنماش كار ميكنه يا نه ، اصغر ميره عقب ماشين ميگه:كار ميكنه ، كار نميكنه ، كارميكنه!!!!!
8- به تركه توپ فوتبال نشون دادن گفتن اين چيه؟ طرف كلي فكر كرد و گفت: شطرنج گردالي!!!!
9- يه گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق ميكردن. اول مغز يه آمريكاييو باز ميكنن ، ميبينن اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر از
IC و مدارهاي الكترونيكيه.خلاصه ميترسن دست به يه چيزي بزنن خراب بشه ، زود مغز يارو رو مي بندن. بعد مغز يه ژاپنيه رو باز ميكنن ، ميبينن اوه اوه اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش پر شده از مدارهاي نوري و چيزاي عجيب غريب ، خلاصه جرات نميكنن دست بهش بزنن و اونو هم مي بندن. بعد جمجمه ي يه تركه رو باز ميكنن ميبينند توش فقط يه سيم از اين ور جمجمه رفته اونور جمجمه. با خودشون ميگن: خوب ما اينو قطع مي كنيم اگه ديديم خيلي ضايع شد ، فوقش دوباره وصلش ميكنيم ، خلاصه سيمه رو قطع ميكنن يهو گوشاي تركه ميفته!!!!!
10- به تركه ميگن خيلي آقايي ، ميگه ما بيشتر!!!!
11- قزوينيه ميره خونه يه ميليونره دويست ميليون نفد مي دزده ، زنگ ميزنه خونه ي يارو ميگه: بچه رو بيارين ، پولارو ببرين!!!
جوك فعلا هميناست (بخند ديگه بايد پول بدم بخندي)
reza_rs125@yahoo.com
دوست داشتن خودش
دوست دارم اينو بدون كه اشتباه نكردي دوست دام اونم خيلي زياد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام دوباره من اومدم:
اين بار ميخام در موردشهرم تاكستان كمي صحبت كنم شهر تاكستان 36 كيلومتري جنوب غربي قزوين واقع شده است محصولات وصنايع دستي زيادي
دارد ولي مهمترين آن انگورا ست.(كشمش-آفتابي تيزابي) مردم اينجا به زبان تاتي تاكستاني با هم صحبت مي كنند مثلا:اينو بده من ميشه:(جيو آ دي
چمه) تاكستان بعد از خود قزوين بزرگترين شهر استان است كه55درصد توليد انگور استان را به خود اختصاص داده است تاكستان داراي محصولات
غذايي ديگري نيز هست مانند: شيره و:
واقع در استان:
قزوین واقع در شهرستان: تاکستان سال تاسيس: 76 مساحت کل شهرک(هکتار): 100 مساحت فاز عملياتي(هکتار): 0 مساحت صنعتي(هکتار): 78 تعداد قراردادهاي منعقده: 0 تعداد واحدهای دارای پروانه بهره برداری: 17 تعداد واحدهاي در حال ساخت و ساز: 27 تعداد اشتغال واحدهای دارای پروانه بهره برداری(نفر): 800
امکانات
آب
برق
تلفن
گاز
تصفيه خانه فاضلاب
پست فشار قوی
درباره تا
تاكستان :شهرستان تاكستان در غرب استان قزوين واقع شده است و با مساحتي حدود 2536 كيلومتر مربع 20 درصد مساحت كل استان را در بر ميگيرد. فاصلة اين شهر تا مركز استان 33 كيلومتر و تا تهران 185 كيلومتر است.
شهرستان تاكستان در غرب استان قزوين واقع شده است و با مساحتي حدود 2536 كيلومتر
مربع 20 درصد مساحت كل استان را در بر ميگيرد. فاصلة اين شهر تا مركز استان 33 كيلومتر و تا تهران 185 كيلومتر است.
شهرستان تاكستان در غرب استان قزوين واقع شده است و با مساحتي حدود 2536 كيلومتر مربع 20 درصد مساحت كل استان را در بر ميگيرد. فاصلة اين شهر تا مركز استان 33 كيلومتر و تا تهران 185 كيلومتر است.
ارتفاع اين شهر از سطح دريا 1265 متر است . آب وهواي آن معتدل كوهستاني و نيمه بياباني است . وجود باد ومه از ويژگيهاي بارز آب وهواي تاكستان محسوب ميشود. دو رشته كوه در شمال غرب وجنوب غربي آن وجود دارد. رودخانه هاي فصلي ابهر رود و خررود بخشي از نياز آبي منطقه را تأمين مينمايند.
فرهنگ وتمدن :
اكثر جمعيت 90 هزار نفري شهر تاكستان داراي دين اسلام و مذهب شيعه دوازده امامي ميباشند و بيشتر آنها به زبان تاتي گفتگو مينمايند. لغت تاتي كه به معني ايراني اصيل،اهل كتاب ، يكجا نشين و… معني شده است ، اصيل ترين زباني است كه از ايران باستان برجاي مانده است و بسياري از ويژگيهاي بنيادي خود را حفظ نموده است .
از لحاظ قدمت تاريخي تاكستان جزو شهرهاي باستاني محسوب ميشود .
كشف تخته سنگ “ بسيدين” با قدمت 12 هزار سال و كتيبه معروف “ پوتين گرايا” كه متعلق به دوره هخامنشي است.
وجود 110 تپه تاريخي همچون مقبره پير، قزقلعه و خله كوه دليلي مستند بر اهميت تاريخي آن ميباشد.
كشاورزي و صنعت :
بيشتر اراضي تاكستان (19 هكتار) به كشت ارقام مختلف انگور اختصاص داده شده است و اين منطقه از قطب هاي مهم توليد انگور در كشور محسوب ميشود.
درمنطقه تاكستان حدود 150 شركت صنعتي فعاليت مي نمايند كه تعدادي از آنها داراي اهميت ملّي ميباشند.
جاذبه هاي گردشگري :
بناهاي تاريخي امامزاده هفت صندوق ، امامزاده كمال ، مقبره پير ، قز قلعه ، ميل خرم آباد ، عمارت بانك ملّي ، امامزاده عبداله و منطقه حفاظت شده باشكل از جمله جاذبه هاي گردشگري منطقه تاكستان محسوب ميشود.وجود مهمانسراي جهانگردي شاي شاپ ، تسهيلات لازم را براي اقامت گردشگران فراهم ساخته است .
ديگه وقت ندارم چيزي براتو بيارم فعلا باي
s*
ام دوستت دارم*
(چي ميه ري وره چينه )اين تيكه به زبون خودمون بود

دوست دارم عاشقتم يه راهي اگه دوستان پيشپاي ما بزارن ثواب داره
اين چند تا شعر عاشقانه ست كه مي خام براتون بگم:
"آيا كتابي بيپدر، قصهاي بيمادر، دست نوشتهاي يتيم در اين دنيا
وجود دارد؟ قصهاي كه زاده قصههاي ديگر نيست؟ ورقي از كتابي
كه شاخهاي از شجره پر شكوه تخيل ادبي آدمي نباشد؟ آيا خلاقيتي
بدون سنت هست؟ و باز آيا سنت بدون نو شدن، بدون آفرينشي جديد
و شكوفايي قصهاي دير پا دوام مي يابد........؟"
اي گل سرخ و سپيدم كي ميايي
# بنفشه ي برگ بيدم كي ميايي
تو گفتي گل درآيد من ميايم
# گل عالم تموم شد كي ميايي
تقد?م به تو
!
همه هستي من آيه کوتاهيست،که تو را با خود تکرار کنان،
به سحرگاه شکفتنها و رستنهاي ابدي خواهد برد
من در اين آيه تو را آه کشيدم آه
...
من در اين آيه تو را به درخت و آب و آتش پيوند زدم
زندگي شايد آن لحظه مسدودي است
که نگاه من در ني ني چشمان تو خود را ويران ميسازد
و در اين حسي است که من آن را
با ادراک ماه و با دريافت ظلمت خواهم آميخت
....
در اتاقي که به اندازه يک تنهاييست
دل من که به اندازه يک عشق است
به بهانه هاي ساده خوشبختي خود مينگرد
:
به زوال زيباي گلدانها در گلدان
...
به نهالي که تو در باغچه خانه مان کاشته اي
...
و به آواز قناريها
...
سهم من اين است
سهم من اين است
:»
در اندوه صدايي جان دادن؛
که به من ميگويد
:
"
دستهايت را دوست دارم...."
بيا رسيد وقت درو مال مني از پيشم نرور بيا سكارمون بريم
درو كنيم گندمارو
%
فلك را با من مسكين چه كين است%
%%
چه بد كردم كه بامن اين چنين است%%
%%%
نكردم جز وفا باهر وفادار%%%
%%%%
مگر رسم زمانه غير ازاين است%%%%
دلريخته
....روز پاييزي ميلاد تو در يادم هست
روز خاكستري سرد سفر يادت نيست
ناله ي خوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر يادت نيست
تلخي فاصله ها نيز به يادت نمانده ا ست
نيزه بر باد نشسته ست و سپر يادت نيست
يا دم هست-يادت نيست
....!
بر م? گردم با تمام عشق ديروز
بر م? گردم پيش عاشقها? ديروز
پر م? گيرم تا بلند?ها? آواز
بر م? گردم با آخرين طنين اين ساز
خاطرات? از يک عشق کودکانه
لحظه ناب ديدار شبانه
رويش عشق تو? قلب نازک من
بودن تو باعث ميلاد اين تن
تو? رويا م? گردم دنبال يک اسم
اسم? که رمز عبور واسه معراج اين جسم
....
را شكست آواز تو
بغض شعرم
بي بي دل كشته ي سرباز تو
بر چكاد قاف مخمل پوش شعر
پرواز تو
حسرت سيمرغ من
هر چه ميسازد ترانه ساز تو
شب هميشه نقطه ي پايان روز
هر شب آخر شب آغاز تو
زير باران ها به بيداري گذشت
من برهنه خرقه رو انداز تو
زخمه ي سازم به دست تو خودي ست
من ولي بيگا نه ام با ساز تو
قفل هر در را كليدي محرم است
من ولي نامحرم ام با راز تو
هر كس از بازار تو شعري خريد
لحظه ا? با من باش
....
اي نگاهت نخي از مخمل و از ابريشم
چند وقتيست که هر شب به تو مي انديشم
به تو آري به تو يعني به همان منظر دور
به همان سبز صميمي به همان باغ بلور
به همان سايه همان وهم همان تصويري
که سراغش را از شعر خودم مي گيري
به همان زل زدن از فاصله دور به هم
يعني آن شيوه فهماندن منظور به هم
به تبسم به تکلم به دلارايي تو
به خموشي به تماشا به شکيبايي تو
به نفسهاي تو در سايه سنگين سکوت
به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت
شبحي چند شبست آفت جانم شده است
اول اسم کسي ورد زبانم شده است
در من انگار کسي در پي انکار من است
يک نفر مثل خودم تشنه ديدار من است
يکنفر ساده چنان ساده که از سادگي اش
مي توان يکشبه پي برد به دلدادگي اش
يک نفر سبز چنان سبز که از سرسبزيش
مي توان پل زد از احساس خدا تا دل خويش
آي بيرنگ تر از آينه يک لحظه بايست
راستي اين شبح هر شبه تصوير تو نيست؟
اگر اين حادثه هر شبه تصوير تو نيست
پس چرا رنگ تو و آينه اينقدر يکي است؟
حتم دارم که تويي آن شبه آينه پوش
عاشقي جرم قشنگي است به انکار مکوش
آري آن سايه که شب آفت جانم شده بود
.
وان الفبا که همه ورد زبانم شده بود
اينک از پشت دل آينه پيدا شده است
و تماشا گه اين خيل تماشا شده است
آن الفباي دبستاني دلخواه تويي
عشق من آن شبح شاد شبانگاه تو??
با گل
سپيد مهتاب طلوع زندگي چو دريا زيباست
واي قنچه زندگي بر لبم مي زند جوانه
منو بهار پر ترانه
منو اميدي بي كرانه
واي زندگي
آبي بي كران قصه بهار
رخشان بود هرجا ستاره
منو تولدي دوباره
تقديم به خودش
*S*
نظرتون رو بگين:
اينم چند تا جوك
:- به يك تركه ميگن: 2*2 چند ميشه؟ ميگه: 5 تا! ميگن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!
تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!
- تركه و تهرونيه دعواشون ميشه، ميبرنشون كلانتري. افسرنگهبان از تهرونيه ميپرسه: اسمت چيه؟ يارو با بيخيالي ميگه: فِري... افسره حسابي چپ و راستش ميكنه، ميگه: بي پدر فكر كردي اينجا خونه خالست خودموني شدي؟ گفتم اسمت چيه؟ تهرونيه كه حساب دستش اومده بوده ميگه: فريدون قربان! افسره برميگرده به تركه ميگه اسم توچيه؟! تركه اسمش قلي بوده، يكم فكر ميكنه بعد با ترس جواب ميده: قوليدون!
- تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكي مغز تركه، بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!
- تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!
- يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!
- تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
- تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!
- تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن، ميپرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه با حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم؟!
- تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار ميكنه، كار نَميكنه، كار ميكنه، كار نَميكنه...!
- به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!
- تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
- تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم!
- آويني تو جنگ كشتهميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد، منزل شهيد آويني؟!
- تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره! ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!
- يارو تركه عرق ميخوره ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر! يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!
-رشتيه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!
- تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم، يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!
- تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
- تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!
- تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!
- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
- تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
- يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، قنده؟!
- تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!
- يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!
:آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي!
- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!
- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!
- تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده! - شيرهايه ميخواسته تاكسي بگيره، به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه، پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه: اي بـابـا! من كه ميخواستم اونجا پياده شم!
- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟
- به تركه ميگن: نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!
- تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا ميخواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد ميكنه كه: خوب بابا همه تو آب ميشاشند! يارو ميگه: آره، ولي نه از رو دايو!
- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم! تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:چرا آقا؟ براي چي؟ تركه ميگه: بابا الان دو هفتهست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم، ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!
- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچهها در رين صاحابش اومد!
- عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!
- تركه 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!
- تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!
تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده، يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگهاي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، تركه با حال زار پاميشه، ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
- تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
- كرده تو كردستان پونزده نفرو ميكشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. ميگيرن شلوارشو درميارن، پاش استرچ ميكنند!
- سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!
چطور بود؟ نظر بديد
منم مثل خيلياتون عاشقم منتها جديدش(عاشق وبلاگ نويس) شما يه راه پيش پاي ما بزار !!!!فعلابای
ولی بدون اشتباه نکردی اره دوست دارم!
سلام به همگی:r
سلام به همه ي دختر پسرايي كه دارن اين مطلب را مي خونن(سلام سعيد- و محمد آرماني(داداش)- سلام كيهان- سلوم رضا و يه سلام مخصوص به خودش)براي شروع يه شعر براتون دارم
:درروي قلبم نوشتم ورودعشق ممنوع
عشق آمد وگفت من بي سوادم.منم رضا آرمانی۲۱ ساله ازتاکستان هستم
eza_rs125@yahoo.com
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by <-BlogId->.blogfa.com


